تبليغاتX
وبلاگ برقی هاي 86 ي اميرکبير
سلام . اونایی که دوست دارن تو وبلاگ چیزی بنویسن و به عنوان نویسنده تو وبلاگ فعالیت کنن در قسمت نظرات آمادگیشون رو اعلام کنن.
در ضمن نام کاربری که می خواین داشته باشین رو (
به انگلیسی) بگید. E-mail هم یادتون نره.

تذکرات:

۱. بعد این اگه مطلب ها رو خوندين لطفا نظر بدین( با اسم، حالا اگه اسم خودتون و نمي ذاريد. هميشه با يه اسم مستعار نظر بديد.).

۲. نویسندگان محترم لطفا موقع نوشتن مطلب عنوان یادتون نره.

خبها:

***


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط حمزه  | 

 

خواب دیدم

در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

خدا گفت:پس می خواهی با من گفتگو كنی؟

گفتم: اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد و گفت :وقت من ابدى است.

چه سؤالاتی در ذهن داری كه می خواهی از من بپرسی؟

گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می كند؟

خدا پاسخ داد: این كه آنها از بودن در دوران كودكی ملول می شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكی را می خورند.

این كه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می كنند و بعد پولشان را خرج سلامتی می كنند.

این كه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود آن چنان كه دیگر نه در آینده زندگی می كنند و نه در حال.

این كه چنان زندگی می كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند كه گویی هرگز زنده نبوده اند.

مدتی به فکر فرو رفتم و بعد پرسیدم:

به عنوان خالق انسان ها می خواهید آنها چه درس هایی را از زند گی یاد بگیرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد:یاد بگیرند كه نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد اما می توان محبوب دیگران شد.

یاد بگیرند كه خوب نیست خود را با دیگران مقایسه كنند.

یاد بگیرند كه ثروتمند كسی نیست كه دارایی بیشتری دارد بلكه كسی است كه نیاز كمترى دارد.

یاد بگیرند كه ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل كسانی كه دوستشان داریم ایجاد كنیم و سال ها وقت لا زم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.

یاد بگیرند كسانی هستند كه آنها را عمیقآ دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز كنند یا نشان دهند.

یاد بگیرند كه می شود دو نفر به یك موضوع واحد نگاه كنند و آن را متفاوت ببینند.

یاد بگیرند كه همیشه كافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلكه خودشان هم باید خود را ببخشند.

ویاد بگیرند كه من اینجا هستم

همیشه....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط محسن  | 




+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

سلام.  یکی از دوستان ۸۷ ای واسطه گرفتن

homepage از دانشکده شده! این هم معرفی ایشون:

فضای اختصاصی وب برای هر فرد حقیقی، در جوامع علمی، به نوعی نشان دهنده ی هویت آن شخص است. در واقع در دنیای ارتباطات، این خانه است که ارتباط و دسترسی به افراد را نزدیک تر و آشنایی ها را حرفه ای می کند.

دلایل مختلفی می توان برای ایجاد یک فضای خانگی، تحت نام دانشکده مرکز تحصیل شمرد، از جمله:

-           نشان دهنده ی هویت فرد به عنوان یک دانشجوی یک موسسه، چرا که عنوان آدرس سایت، در ادامه نام آن موسسه است.

-          نشان دهنده ی کارنامه ی کاری شخص تا آن لحظه و همچنین مسیر آینده

-          معرفی علایق سلیقه و زمینه های کاری فرد.

-          ....

به عنوان مثال ببینید:

صفحه ی رسمی پروفسور مهرداد عابدی: http://ele.aut.ac.ir/~abedi

صفحه ی رسمی پروفسور مهدی کراری: http://ele.aut.ac.ir/~karrari/  

در حقیقت این صفحه معرفی کننده ی هویت حقوقی فردی حقیقی به نام عابدی است که عضو دانشکده ی مهندسی برق امیرکبیر است.

اما نباید اشتباه کرد که  مثلا صفحه ی شخصی فقط مخصوص دکترا و اساتید است!

شما به عنوان یک ددانشجوی کارشناسی یا کارشناسی ارشد، وظیفه دارید تا با ایجاد صفحه ی شخصی:

-          به افزایش اعتبار دانشکده کمک کنید.

-          مسیر خود را از کذشته تاکنون منظم و مستند کنید.

-          مسیر دلخواه خود در آینده را ترسیم کنید.

-          هویت علمی و اجتماعی خود را به دنیای خارج نشان دهید.

-          ....

نا گفته نماند که تجربه نشان داده است که چنین کاری، باعث ایجاد انگیزه در افراد برای کار و فعالیت مستمر و مثبت خواهد شد.

 

خب حالا شما هم فضا برای خودتون می خواین؟! http://ele.aut.ac.ir/~YOUR-NAME/

به خانوم عزیزی، مسئول محترم سایت مراجعه کنید و فضای خودتون رو دریافت کنید و با کمک بچه ها راه اندازیش کنید.

 

با آرزوی موفقیت! :دی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 2:56 بعد از ظهر  توسط بیتا  | 

پول فلش منو کی میده؟!!!!!!

رفتم اونجا TA محترم هرچی ویروس و ورم داشته خالی کرده رو فلشم، فلشم کلا ترکید تموم شد رفت! من نمی دونم من پول فلشمو از تو می خوام، آره خودت دوست عزیز که می خوای سوالا رو دانلود کنی، هفته بعد یه قرون ور می داری میاری، اگه همه یه قرون بیارین پول فلشم جور میشه

:))

(واسه ی دانلود توی صفحه جدید که باز میشه request download ticket رو میزنین و بعدش هم که download رو، جفت لینک ها یه فایلن دو تا لینک گذاشتم که اگه احیانا یکی گیر کرد)

http://ifile.it/ru0z345

http://ifile.it/ru0z345/Assignment2.docx



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط علی هادی زاده (دانته )  | 

با سلام خدمت دوستان گرامی

اين طور که به نظر میاد با نزدیک شدن به دربی یا شهر آورد شصت و چندم!!  هیچ کدوم از طرفداران دو تیم پر طرفدار !!! استقلال و پیروزی قصد گذاشتن پست در این رابطه رو نداشتند (که البته هرکدوم دلایل خاص خودش رو داره) به همین دلیل به خاطر رفع تنوع هم که شد گفتم به عنوان یه بی طرف عادل و بالغ!!! یه پست در این مورد بذارم تا وبلاگ هم یه تکونی به خودش بده!!!


اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است...!

با نزدیک شدن به دربی مثل اینکه این طور به نظر میرسه طرفدارن پر و پا قرص تیم قرمز پوش (که البته این اواخر شعار هایی ساختاری از سر دلسوزی در راستای بهبودی مدیریت تیم می دهند!!) کم پیدا شده اند و بی سر و صدا مسابقات لیگ رو پیگیری می کنند تا شاید فرجی بشه و یکی این تیم رو از این وضعیتٍ ... نجات بده(شاید هم در بازی دربی آقای مدیر عامل خودش لباس بپوشه و وارد زمین بشه تا خلأ گل زنی پر بشه!!) طرفدارنی که در دوره های قبل چندین روز یا هفته قبل از بازی بوق در کرنا       می کردند که شیش تاییها شیش تاییها...

اما از اون طرف به نظر میرسه تیم آبی پوش در اوج آمادگیش بسر می بره و آقا صمد داره تو دلش قند آب میکنه غافل از اینکه طرفداران محافظه کار و بی بخار این تیم همچون دوره های گذشته همچنان مردد در پیروز خارج شدن از بازی هستند و با کمتر دیدن تعداد خود در این طرف نسبت به تعداد طرفداران دو آتیشه ی اون طرف دم از دم برنمیارند و ساکت و خاموش منتظر سوت شروع بازی هستند(مثل این که از تاریخ درس عبرت گرفتند و به این نتیجه رسیدند که " گلهای دربی رو آخر بازی میشمارند")

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط علی نوفرستی  | 

سلام بروبچ...

...بالاخره منم به جرگه نویسنده ها پیوستم...می دونم جسارته....بالاخره سایت انجمن علمی با تلاش سربازای گمنام درست شد...حتما برین و توش عضو بشید...حتما تو تالار گفتمان ۸۶ عضو بشید...برای برگزاری کلاس های فوق برنامه نظر بدید و خلاصه اونجام گپ بزنید...

سایت انجمن علمی دانشکده مهندسی برق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط حامد ده  | 

بچه هایی که می خوان آز الک1 بگیرن به جمال مظاهری مراجعه کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

با سلام و عرض خسته نباشید و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات

فردا سه شنبه مورخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ مراسم افطاری ورودی ۸۶ برگزار میشود. از علاقه مندان به شرکت در این مراسم پرفیض! درخواست میشه به یکی از اعضای شورای صنفی مراجعه کنن یا در این پست یه نظر بذارن و  آمادگی خودشون رو اعلام کنن تا هماهنگی های لازم انجام بشه. تا الان حدود ۴۰ نفر ثبت نام کردن.

از دوستان درخواست میشه اگه پیشنهادی برای بهتر برگزار شدن (بیشتر خوش گذشتن!) این مراسم دارن بگن.

راستی هزینه ی افطاری 2500 تومنه که افرادی که مایلن بیان فردا(سه شنبه) به من بدن(حتما بیارین چون به نظر میاد شورا با کمبود بودجه مواجهه!)

التماس دعا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط محسن  | 

خدمت بچه های برقی بالاخص خوابگاهی سلام عرض می کنم و امیدوارم تابستون خوبی رو پشت سر گذاشته باشین(همین یه ماه رو می گم).

طبق اخبار به دست آمده از سربازان گمنام مثل اینکه باید با خوابگاه نجات اللهی خدا حافظی کنیم. و به یکی از خوابگاه های دیگه بریم.

نجاااااااااااااااااااااااات اصغررررررررررررررررررررررر

در ضمن تا هم اکنون(۱۴ شهریور) معلوم نیست کی کجا می افته. به عبارتی اگه یکی بخواهد فردا پسفردا بره خوابگاه در نماز خانه نجات ازش پذیرایی به عمل میاد 

لازم بذکر است این موارد فقط در مورد ورودی ۸۶  اونم از نوع مذکر! صادق است بقیه ورودی ها و جنسیت ها مشکلی از این لحاظ ندارن

اخبار بعدی متعاقبا اعلام می گردد

هههههههه بهمون تو همون خوابگاه نجات اتاق دادن (تا کور شود چشم حسودان)

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط حمزه  | 


سلام

این مطلب رو از یکی از وبلاگ های ورودی ۸۷(http://www.dent87babol.blogfa.com) پیدا کردم به نظرم جالب اومد گفتم بزارم تو وبلاگ ، واسه عوض شدن فضای وبلاگ خوبه ! لطفا جوابارو توی قسمت نظرات بنویسین.ممنون.


1- بانفوذترین

2 پرحاشیه ترین

3- بی ظرفیت ترین(یا به عبارت دیگر : آیا جناب دانته بی ظرفیت ترین است؟ فقط بله یا خیر؟؟ )

4ـ. ۰smsباز ترین

5- دروغ گو ترین

6-فلفل ترین

7- شیرین عسل ترین

بد خط ترین

خوش خط ترین

10.سن بالاترین

11.سن پایین ترین

۱2.محبوب ترین

۱3.ترک ترین

۱4.تپل ترین

۱5.مانکن ترین

۱6.خوش پوش ترین(خوش سلیقه در انتخاب رنگ و ترکیب لباس ها!!!)

۱7.بچه مایه دار ترین

۱8.معتادترین

19.پر حرف ترین

20.ساکت ترین

21.فضول ترین

22.با حال ترین

23 شوت ترین

24.سمج ترین

25.خوش خنده ترین

26.مرموزترین


اگه چیز دیگه ای هم به نظرتون میرسه بگید که به لیست اضافه کنم.

پیشنهادات جناب 18+ :

خوش قلب ترین
خبیث ترین
مظلوم ترین
با ادب ترین
درس خون ترین
کم خون ترین(برعکس درس خون ترین)
عاشق ترین!
خوش شانس ترین
پر رو ترین
باهوش ترین


پیشنهادات جناب !!!:
با اعتماد به نفس ترین
اجتماعی ترین
تنبل ترین
شیطون ترین
شجاع ترین
جا افتاده ترین
مسلمون ترین(و نه مذهبی ترین)
صبورترین

و یه پیشنهاد دیگه:

مغرورترین.........
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط سحر صیدی  | 

 هبوت انسان بر عالم وجود ؟      چرا ؟

... وگر نه این معنی دارد که خداوند عالمی بیافریند و با هزار آرزو وآرمان آدمی که معجزه خلقت و هنر خداییی خویش است بسازد و در روح خودش در او بدمد و بعد او را و همه چیز را ول کند و برود دنبال کارش؟ دنبال چه کار ؟ لابد دیده است که چیزی از آب در نیامد که ولش کرد . دید که این لجن متعفّن قابلیت پذیرش " روح او " را نداشته ، دم اهوراییش در تعفن این گِل بدبو گم شده است و به جای خلیفه اش و همانندش چیزی شده است باب ریش شیطان !

مگر حضرت ادم یک موجود دو بعدی نبود ؟ نیمش خدایی و نیمش شیطانی ؟ که خوی خداییش را به هابیل داد و خوی شیطانیشرا به قابیل ؟ خوب ! هابیل که جوان و ناکام مرد ، قابیل کشتش و اینها که خودشان را آدمیزاد می خوانند همگی بچه های قابیل پست و قاتل و منفور خدا و آدمند .

خود خدا صاف و پوست کنده بارها در تورات ، در قران فرموده است : " گِل ، خاک ، لایه ته نشین شده ، گِل و لای سیل ، لجن بدبو گند ،  " خوب از گل و لای ولجن مگر می خواهی چی از آب درآید ؟

من از روی همین آدمهایی که درست می کنند و هر روز خر در خروار هی می دهند بیرون ، فهمیدم که انها کار مزدی اند ، تقلب می کنند ، حتی توی همین لجن و گل ولای هم جنس آشغال می زنند .

آن اوائل باز کارهای بهتری بیرون می دادند ، هرچه می گذرد بدتر می شود ، مگر نمی بینی ؟ حتی  بعضی اطاقشان را که می سازند خالی می آورند به بازار ! غالبا یادشان نیست که لااقل یک قطره عقل و شعور و عاطفه و فهم و ظرافت و انسانیت و روح توی لَش به این سنگینی بچکانند . یک گردی به اندازه زعفران روی پلو ، برای تزیین برای جلوی چشم مشتری رویش بپاشند .

نمی دانم ! گاه فکر می کنم شاید شوخی هم می کنند . خودشان هم از این کار یکنواخت و خسته کننده ای که بیش از پانصد هزار سال است از نئاندرتال تا  فیلد مارشال ، از یاجوج و ماجوج تا آنگلوساکسون و از ادمهای میمون نمای عهد بوق تا میمون آدم نمای عصر برق ، فرقی نکرده بلکه افتضاح تر هم شده است .(هبوط  ص25 دکتر شریعتی)

....

ولی  روحی که پیام دارد نه مرید می طلبد نه عاشق ، در رهگذر عمر چشم انتظار ایستاده است و وجودش ندای <<نی>> است که آشنایی را می خواند وحیاتش ، نگاهی است که در انبوه این صورتک های مکرر و بی مسئولیت و بی انتظار و بی اظطرابی که بیهوده می گذرند ، چهره مانوس و محرم خویشاوندی را بیابد که بر آن موجی از حیرت افتاده است و دو نگاهش ، همچون دو کودک گم کرده مادر ، در این دنیای بی پناه آواره اند. (هبوط ص55 دکتر شریعتی)

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط سجاد سلمانی پور  |